نویسنده وبلاگ "باز باران" در آخرین مطلب وبلاگ خود نوشت:
۱. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

۲. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

۳. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

۴. اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

۵. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

۶. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

۷. خدا عبادت وعده بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده بعد زنده باشیم.

۸. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

۹. از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله.

۱۰. دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند." پایان سخنان زیبای حاج آقای دولابی که دوستی به رایانامه ام زده بود.

به اضافه یک: به نظر می رسد که در گزینش دوستانه از سخنان ایشان، عامل حیاتی پاک زیستی فراهم شده است: نخستین چیزی که در قیامت مورد بررسی قرار می گیرد نماز است،‌ اگر پذیرفته شد،‌ چیزهای دیگر نیز پذیرفته می شود و اگر رد شد، چیزهای دیگر نیز رد می شود. حالا نماز کی پذیرفته می شود؟ وقتی که انسان امام حق و ولیّ امر الهی را پذیرفته باشد. نفی جانشین امام زمان،‌ نفی خود آنان است و نفی آنان نفی خداوند و در حد شرک است:‌ »الراد علیهم کالراد علینا و الراد علینا کالراد علی الله و هو علی حد الشرک» خداوند نیز می فرماید: اگر ولیّ امر ما در زندگی درست باشد،‌ مشکلات و ظلمات دیگر هم درست می شود: الله ولیُّ الذین آمنوا یُخرجهم من الظلمات الی النور؛ ‌و اگر ولیّ ما الهی نباشد،‌ تمام خوبیهای دیگر هم به ظلمت تبدیل خواهد شد: و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت،‌یُخرجونهم من النور الی الظلمات. این،‌ تزکی و پاک شدن استراتژیک است.
رهبر انقلاب در نگاه حاج آقای دولابی