فلسفه، آثار و فوائد «حجاب» برای فرد و جامعه
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیه نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است.

حجاب به عنوان یکی از شعائر برجسته اسلام، همواره موضوعی جالب توجه و مورد مناقشه بین اصحاب فکر، عالمان دینی و همچنین شهروندان جامعه دینی بوده است.
عفاف نیز به عنوان یک فرهنگ، روش و منش مسلمانان را تبیین میکند و به آنها چگونه بودن و چگونه زیستن را آموزش میدهد.
فرهنگی که قرآن به جوامع اسلامی عرضه میکند فرهنگ عفاف است که هدف آن امنیت جنسی زن و مرد و رسیدن به کمال مطلوب است. بخش عظیمی از این فرهنگ باشکوه را حجاب تشکیل میدهد.
به عبارت دیگر، این دو، جدایی ناپذیرند و بدون یکدیگر معنای حقیقی و اصیل خود را از دست میدهند، حجاب بدون عفاف خود نوعی برهنگی فرهنگی در جهت گسترش فساد است.
مفهوم و ابعاد حجاب
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. (جوهری، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فیومی، المصباح المنیر، حجبه حجباً من باب قتل: منعه و منه قیل للستر الحجاب لانه یمنع المشاهده).
استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. (در قرآن این کلمه در هشت مورد به کار رفته که بیشتر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است)
این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیله پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. (استاد مطهری، مسئلهی حجاب، ص 78)
در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد.
بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است.
بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛
گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
انواع حجاب
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد.
یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛
مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.» (سوره نور، آیه30)
«قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.» (سوره نور، آیه31)
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.» (سوره احزاب، آیه 32)
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است.
به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.» (سوره نور، آیه31)
مفهوم و ابعاد عفاف
حجاب و پوشش زن به منزله یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.
همین مفهوم منع و امتناع در ریشه لغوی عفت نیز وجود دارد ((الف) العفه: الکفِّ عما لا یحلّ و لا یجمل؛ ابن منظور، لسان العرب، واژه ی عفّت - ب) العفه: حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه، راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، واژهی عفّت. ج) عفّ عن الشیء: امتنع عنه؛ فیومی، المصباح المنیر، واژه عفّت).
برخی از عالمان اخلاق گفتهاند: «عفّت دارای مفهومی عام و خاص است؛ مفهوم عام آن خویشتنداری در برابر هر گونه تمایل افراطی و نفسانی است و مفهوم خاص آن خویشتنداری در برابر تمایلات بی بند و باری جنسی است.» ( مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، چاپ دوم، ص283، قم،1381ش)
واژه عفاف در قرآن کریم
عفاف به دو صورت «یستعفف» و «تعفّف» در قرآن کریم و مجموعاً در چهار آیه مبارکه آمده است. عفاف با توجه به متن آیه معانی گوناگونی میپذیرد که میتوان از آن به ابعاد عفاف یاد نمود.
1- عفّت به معنای خویشتن داری در اظهار نیاز
«لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الأرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ و (انفاق شما مخصوصا باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفتهاند؛ (و توجه به آیین خدا آنان را از وطنهای خویش آواره ساخته، و شرکت در میدان جهاد به آنها اجازه نمیدهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند) نمیتوانند مسافرتی بکنند (و سرمایهای بدست آورند) و از شدت خویشتنداری، افراد ناآگاه آنها را بینیاز میپندارد؛ اما آنها را از چهرههایشان میشناسی، و هرگز با اصرار از مردم چیزی نمیخواهند (این است مشخصات آنها) و هر چیز خوبی که در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.» (بقره/273)
2- عفّت به معنای قناعت
«وَابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلا تَأْکُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ یَکْبَرُوا وَمَنْ کَانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ...؛ و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید و اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را نخورید و هر کس که بینیاز است، (از برداشتن حقالزحمه) خودداری کند و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (مطابق زحمتی که میکشد) از آن بخورد و هر که بینیاز است باید عفت ورزد.» (نساء/6)
3- عفاف به معنای رعایت چادر
«وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِی لا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و زنان از کار افتادهای که امید ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباسهای (رویین) خود را بر زمین بگذارند، به شرط اینکه در برابر مردم خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است، و خداوند شنوا و داناست» (نور/60)
این که ثیاب در آیه شریفه را به چادر معنا کردیم، به علت روایات متعددی است که آن را به جلباب تفسیر کرده است. (برای آشنایی با روایاتی که ثیاب در آیهی شریفه را به جلباب تفسیر کردهاند، ر.ک: وسائل الشیعه، ج 14، ابواب مقدمات نکاح، باب 110، باب القواعد من النساء)
4- عفت به معنای پاکدامنی
«وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...؛ و کسانیکه امکانی برای ازدواج نمییابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا از فضل خود آنان را بی نیاز سازد.» (نور/33)
رابطه عفاف و حجاب
«عفاف» حالتی درونی و نفسانی است که غرایز را تعدیل و تحت کنترل خود در میآورد، میتوان گفت: «حجاب» نیز به عنوان یکی از مهمترین ابعاد عفت در به کنترل درآوردن و تعدیل غریزه خودنمایی و جلوهگری در زنان است. در حقیقت عفاف را زبانی باید و آن حجاب است که نماد تفکر و اندیشه دینی است.
در هم تنیدگی عفاف و حجاب آنقدر زیاد است که بدون یکدیگر معنای خود را از دست میدهند، در حقیقت میتوان گفت، حجاب بدون عفت صدفی است بدون مروارید.
زن در قبال رعایت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نیز تضمین مینماید، همان گونه که خدای متعال پس از امر به درست پوشیدن چادر میفرمایند: «ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ؛ این کار برای اینکه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، بهتر است»
بنابراین رعایت حجاب بهترین راه اعلام عفت است و ثمره آن امنیت جنسی است، همان امنیتی که امروزه حلقه مفقودهای در جوامع غربی است.
فطری بودن حجاب
به نظر میرسد که عامل اصلی گرایش انسانها، مخصوصاً زنان، به حجاب و پوشش، تأمین یک نیاز فطری و درونی به نام حیاست.
شرم و حیا، یکی از صفات مخصوص انسان است؛ و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد، دست کم، بعضی از اندامهای خود را بپوشاند.
پروفسور اسوالد شوارتز، طبیب و روانشناس اتریشی، در کتاب روانشناسی جنسی درباره احساس شرم در انسانها مینویسد: «علاوه بر مردم شناسی، تجزیه و تحلیل روانشناسی نیز ثابت میکند که احساس شرم، یکی از صفات عمده نوع بشر است. هیچ قبیله اولیهای، هر قدر هم بدوی بوده باشد، شناخته نشده است که از خود، شرم بروز ندهد و بچههای کوچک نیز شرم دارند. در طی دوران رشد بشر و همچنین در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتی که مورد حمایت شرم قرار میگیرند افزوده میشود. حمایت، وظیفه مخصوصی است که به عهده شرم گذارده شده است.» (حدادعادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ترجمه فارسی از ابوبکرعتیق نیشابوری، تهران، سروش، 1368، چ سوم، ص 68)
قرآن از وسوسه شیطان برای برهنگی آدم و حوا خبر میدهد: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاکُما رَبُّکُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَکُونا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونا مِنَ الْخالِدینَ؛ سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود ، آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه ( اگر از آن بخورید ، ) فرشته خواهید شد ، یا جاودانه ( در بهشت ) خواهید ماند!» ( سوره اعراف، آیه20)
باعث برهنگی آدم و حوا گردید، موجب فریب و برهنگی آنان نیز شود: «یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ؛ ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را میبینند از جایی که شما آنها را نمیبینید (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمیآورند!».( سوره اعراف، آیه27)
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله تزکیه نفس و تقوا به دست میآید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.» (سوره حجرات، آیه 13)
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیه نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزهتر است، خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» ( سوره نور، آیه 30)
آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف
حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهمترین فواید آن عبارتاند از:
الف) فایده حجاب در بعد فردی
مهمترین فایده فردی حجاب، رشد و تعالی خود انسان است. دختر و زنی که به دستور الهی گوش میکند و حجاب خود را مراعات میکند، رشد معنوی مییابد و به سوی خداوند تقرب میجوید.
دیگر از فواید و آثار مهم حجاب در بعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین تک تک افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل فقدان حجاب و آزادی معاشرتهای بیبند و بار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد.
ب) فایده حجاب در بعد خانوادگی
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است که باعث پیوند و اتصال قویتر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده می گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است.
ج) فایده حجاب در بعد اجتماعی
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل بی حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میشود.
حجاب و امنیت اجتماعی
آثار و فواید حجاب اسلامی بر گسترش امنیّت اجتماعی، بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:
1. ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه.
2. جلوگیری از تهییج و تحریک جنسی و خنثی نمودن لذایذ نفسانی.
3. کاهش چشمگیر مفاسد فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی.
4. حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه اسلامی
5. حضور معنوی گرایانه زنان و مردان در محیط اجتماعی
6. حفظ ارزشهای انسانی، مانند عفت، حیا و متانت در جامعه
7. مصونیّت زنان در همه زمانها و مکانها
8. سلامت و زیبایی موقعیّت اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان جامعه اسلامی
9. هدایت، کنترل و بهره مندی صحیح از امیال و غرایز انسانی
10. مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب
11. از بین بردن فشارهای اجتماعی نامشروع و نابهنجار