بال جبریل غزل های مرا آوردند
بشکن ای نیل که موسای مرا آوردند

و شکوه دم عیسای مرا آوردند
دست بر سینه که آقای مرا آوردند

یک قدم مانده فقط تا ابدیت برسم
آه ای عشق کمک کن به هویت برسم







 
قصه عجیبی است! بعضی مردمان امام گذشته را عاشقند و امام حاضر را نه! چون که امام گذشته را هرگونه بخواهند تفسیر می کنند اما امام حاضر را باید فرمان ببرند و کوفیان عاشورا را این گونه رقم زدند. مراقب باشیم اهل کوفه نشویم!

منتظران مهدی به هوش:حسین(ع) را منتظرانش کشتند!









اعمال شب و روز نیمه شعبان

دعا و نیایش
از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى‌آمرزد.  .
 

براى شب نیمه شعبان چند عمل وارد شده است:

1- غسل، كه باعث تخفیف گناهان مى‌شود.
2- احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است كه هر كس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى كه دل‌ها بمیرند.
3- زیارت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب
و باعث آمرزش گناهان است و هر كس بخواهد با او مصافحه كند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت كند آن حضرت را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است كه به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان بلند كند و زیارت كند آن حضرت را به این كلمات: "اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ." و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به این كیفیت زیارت كند امید است كه ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .
دعا و نیایش
4- خواندن دعایی كه شیخ و سیّد نقل كرده‌اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَیْهِ است.اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِها
خدایا به حق این شبى كه ما در آنیم و به حق آن كس كه در آن به دنیا آمده
وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ......ابه مفاتیح مراجعه کنید


چند جمله مناجات با مولا

سلام من که رساند به یار مهربان من!

بسم الله الرحمن الرحیم

مولای من!
نه در خود لیاقتی میبینم که بگویم قبولم کن؛ و نه در خود آنقدر قساوتی میبینم که ناامید از مهرت شوم!
مولای من!
سالهای طولانی گذشت و چشم غبار آلود دوستان شما آنقدر روشنی نیافت تا به آفتاب ظهورت روشن شود و دلهای غفلت زده شان آنقدر نرم نشد تا فرجت را تنها از خدا استغاثه کنند و اکنون زمانی ست که این غبار ها و غفلت ها به اوج رسیده و در عوض هوشیاری بیشتر؛ به فراموشی بیشتر رسیده ایم!

میدانها را تا چند روز دیگر آذین بسته یا خواهیم بست و شربت ها و شیرینی ها را توزیع خواهیم کرد اما نه برای شما!! برای خودمان! برای شاد شدنمان! وگرنه قلبهایمان از هم جداست!

بدبختانه نمیدانیم که این چه شادی ست که صاحب ندارد! این چه قومی است که مولا ندارد و هرچه میکشیم از نفاق و هر چه میکشیم از دوروئی و دو رنگی؛ و هر چه میکشیم از جدا بودن قلبهایمان؛ از غیبت و فراق شماست!

مولای من!

چه کنم؟! چه کنم با دلی که به بیراهه می رود؟! چه کنم با قلبی که صادقانه به تو دل نمی بندد؟! چه کنم با دستانی که در یاری ات از هم اکنون لرزانند؟! چه کنم با پایی که در پیمودن راهت از هم ا کنون لنگان است؟! چه کنم از چشمانی که خطاکارند؟! چه کنم از گوشهایی که چون چهار پایانند!!(اولئک کاالانعام بل هم اضل...)
مولای من! آقای من! عزیزمن! دلبندم! عشق من!
عشق شما عطیه ای الهی ست و گرنه این ذره ی ناچیز و بی مقدار؛ صاحب آن نبود!

مولا جان!

محبتت را در کودکی و از سینه مادر گرفته ام و گرنه محبوب های دروغین جایی برای محبوب حقیقی نمی گذاشت!
مولای من!
یاد شما از دعای شماست و گرنه یاد هزاران آرزوهای رنگارنگ همه لحظه هایم را پر می کرد و برایم آبرویی به پیشگاهت نمی گذاشت!


مولای من! چه کنم! چه کنم با این رسوائیها ! چه کنم با این دردهایی که به فکر چاره اش به جدیت نبوده ام؟!
فرزند فاطمه!
گل خوشبوی نرگس! یادگار امام عسگری!
ای تنها ذخیره خدا برای بشر!

چه کنم با دلی که خاشع نمی شود ؟! و قلبی که صادقانه دل نمی بندد؟! چه کنم با نفسی که اطمینان نمی پذیرد و تردیدی که پایانی ندارد؟!

چه کنم با یقینی که به کمال نمی رسد؟! و علمی که مرا سود نمی دهد؟! و مالی که برای آخرتم ذخیره نمی گردد؟! و سودایی که در دنیا و در عقبا مرا طرفی نمی بندد؟!
مولای من! عزیز زهرا و علی! ای همه بود و نبود من روسیاه! وای بر من اگر توجهی نکنی! وای بر من اگر عنایتی نکنی!
حاشا! حاشا و کلا که شما زاده کریمانی و از نسل بزرگ زادگان!
مولای من!
روی سیاهم را بپذیر! دل بیقرارم را بپذیر! سیلاب اشکهایم را بپذیر! سیمای شرمنده ام را بپذیر! شیفتگی و شیدایی ام به مادرت فاطمه سلام الله علیها را بپذیر! سلام های روز و شب مرا بپذیر! آرزوی کهنه دیدارت را بپذیر!.....

مولا جان!
ای عصاره همه خوبی های عالم از ابتدا تا انتها!
ای زیباترین گل همیشه بهار!
چشمه همیشه جوشان عشق به خدای متعال شمائید! ریسمان محکم اتصال فرش به عرش شمائید! نور همیشه جاری از « الله نور السموات و الارض» شمائید!

مولا جان!به شیوه یاران اجداد طاهرینت می گویم:
پدر و مادرم به قربان شما و جان بیمقدار و ناقابلم هزاران بار به فدای شما!

مولا جان اکنون به شیوه خودم می گویم:
مولای من!
دست و قلمم , پای و راهم؛ دل و عشقم؛ عقل و فکرم؛ اشک و ذکرم؛دعا و امید اجابتم؛ استغاثه و امید و رجایم و ... خلاصه هر آنچه که در این عالم از دعای شما دارم.... همه و همه به فدایتان!